ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

 

 

کار ما نیست غزل بافتن از نامِ حسن

کامِ ما مستِ عسل یافتن از جامِ حسن

حسنی نیست لبی کز لب لعلَش نَمکَد

صد و ده بار نمک گیر شده کامِ حسن

حسن بن علی از بس بغلِ مادر بود

مادری شد همة عمر و سرانجامِ حسن

چند روزیست که زهرا به تبسم گوید

مثل پیغمبر اکرم شده اندامِ حسن

حسنی بودن ما لطفِ حسینی دارد

ای خوش آن صید که افتاد ته دامِ حسن

حمزه کش هم که شود وحشی،اگر احمد خواست

آخر الامر حسینی شود و رامِ حسن

گفت راوی:نمک سفرة ایجاد علی

نمکین تر ز حسن نیست به اولاد عل

ادامه نوشته

السلام علیک یاام المؤمنين یاخدیجة الکبری علیهاسلام

مصطفی ممدوح،مداحش خداست
لیک مداح خدیجه مصطفاست
آنکه دامادش علی مرتضاست
دختر او حضرت خیرالنساست
نسل او نسل حسین و مجتباست
مادر خوب همه آل عباست
مادری پر منقبت پر افتخار

ادامه نوشته

یارب ادرکنی(زمزمه)

 

هردم ، شده این، آوای دلم

محشر نکنی، یارب خجلم

ای خالق نورالعفو العفو

ای رب غفورالعفو العفو

ادامه نوشته

یا رب ادرکنی

 

باز آمد گدای شبهایت

من کجا سفره سحرهایت

این تو بودی که راه وا کردی

دردهای مرا دوا  کردی

این تو هستی لیاقتم دادی

نیمه شبها ضیافتم  دادی

من و هم سفرگی خوبانت

من و هم صحبتی جانانت

ادامه نوشته

یا رب ادرکنی

زیباتر از دعا و عبادت  چه لذتیست

بالاتر امان الهی   چه عزتیست

 

درمان درد های تمام  جهان دعاست

الحق گدای اهل مناجات قیمتیست

ادامه نوشته

یارب ادرکنی

الهی من بدم  استغفرالله

گنه کار آمدم  استغفرالله

 

نگفتم با دلم برگرد  ای دل

چه کردم با خودم  استغفرالله

ادامه نوشته

« یا روح الله ادرکنی »

 

 

با غریبان ای دلا دمساز شو

لحظه ای با عاشقان همراز شو

ایکه راه سرخ از یاد تو رفت

دین سرخ و اصل و بنیاد تو رفت

ای دل امشب جان مولا مرد باش

با قلوب اهل دین همدرد باش

خیز و حزب الله را یاری نما

با ولایت بهر دین کاری نما

طالب ذکر وسلام برد باش

چون خمینی آشنا با درد باش

اهل دین درد آشنای حیدرند

آشنا با رنگ و درد کوثرند

حرف ما همدرد بودن با ولی است

درد تنهایی زهرا و علی است

درد ما از درد پهلو می رسد

و ز کبود زخم بازو می رسد

درد ما درد فراق مهدی است

شیعیان این لحظه هم عهدی است

کو کسی تا که بداند درد ما؟

درد ما خواند ز روی زرد ما

ما به دنبال هدایت می رویم

با علمدار ولایت می رویم

او چو روح الله فرمان می دهد

پیروان را درس قرآن می دهد

شد هزاران غم نهان در سینه اش

دوست نه از دشمن دیرینه اش

دشمنانی که کنارش می نهند

با تعارف جام زهرش می دهند

ای تبهکاران گناهش چیست چیست؟

جرم او آیا خمینی دوستی است

در مسیر چند ساله یک نفس

راه او راه خمینی بود و بس

راه او راه شهید کربلاست

هم نوایی با حسین سر جداست

هم نوایی با فغان زینب است

درد غربت خودنشان زینب است

دل اگر دم از خمینی می زنی

دم زغمهای حسینی می زنی

یا صاحب الزمان

 

بر تو از نزدیک آقاجان سلامم آرزوست

با شما عمريست این چندین کلامم آرزوست

 

دوست دارم دوستت باشم به هر قیمت شده

دشمنی با دشمنانت صبح و شامم آرزوست

 

چون شهیدانی که گمنامند اما با توأند

ترک جان و ترک نان و ترک نامم آرزوست

 

هر چه عنوان است در دنیای ما بی ارزش است

گفتن یک مرتبه ؛ آقا  غلامم آرزوست

ادامه نوشته