« یا روح الله ادرکنی »
با غریبان ای دلا دمساز شو
لحظه ای با عاشقان همراز شو
ایکه راه سرخ از یاد تو رفت
دین سرخ و اصل و بنیاد تو رفت
ای دل امشب جان مولا مرد باش
با قلوب اهل دین همدرد باش
خیز و حزب الله را یاری نما
با ولایت بهر دین کاری نما
طالب ذکر وسلام برد باش
چون خمینی آشنا با درد باش
اهل دین درد آشنای حیدرند
آشنا با رنگ و درد کوثرند
حرف ما همدرد بودن با ولی است
درد تنهایی زهرا و علی است
درد ما از درد پهلو می رسد
و ز کبود زخم بازو می رسد
درد ما درد فراق مهدی است
شیعیان این لحظه هم عهدی است
کو کسی تا که بداند درد ما؟
درد ما خواند ز روی زرد ما
ما به دنبال هدایت می رویم
با علمدار ولایت می رویم
او چو روح الله فرمان می دهد
پیروان را درس قرآن می دهد
شد هزاران غم نهان در سینه اش
دوست نه از دشمن دیرینه اش
دشمنانی که کنارش می نهند
با تعارف جام زهرش می دهند
ای تبهکاران گناهش چیست چیست؟
جرم او آیا خمینی دوستی است
در مسیر چند ساله یک نفس
راه او راه خمینی بود و بس
راه او راه شهید کربلاست
هم نوایی با حسین سر جداست
هم نوایی با فغان زینب است
درد غربت خودنشان زینب است
دل اگر دم از خمینی می زنی
دم زغمهای حسینی می زنی