یارب ادرکنی(زمزمه)
یارب ادرکنی(زمزمه)
هردم ، شده این، آوای دلم
محشر نکنی، یارب خجلم
ای خالق نورالعفو العفو
ای رب غفورالعفو العفو
در کار خودم مضطر شده ام
دیر آمدم و بر در زده ام
منکه سر خود مهمان نشدم
با ذکر حسین جان آمده ام
گویم به سرور العفو...
ای رب غفور العفو...
دیدم همه کس را راه بدهی
حتی به گدا درگاه بدهی
منهم به طمع سوی تو شدم
تا جاه به این گمراه بدهی
از بخل و غرور العفو...
گیرم همه خوب و من بد بد
آیا بشوم از کوی تو رد
اینجا تو اگر عفوم نکنی
پس وای من و تنگی لحد
پایم لب گور العفو...
اول ثمر بخشیدن من
لبخند حسین لبخند حسن
این قول شفاعت از حسنین
این عهد من و این بنده شدن
تواب و شکور العفو...
بخشنده تویی ،شرمنده منم
زیبنده تویی ،بد بنده منم
آن وعده تو، این توبه من
برگشتم و سر افکنده منم
مولای صبور العفو...
یارب من و این عصیان چکنم
با دوری تو هر آن چکنم
مرهم به دل عترت نشدم
با شکوه این قرآن چکنم
گشتم ز تو دور العفو..
با اینکه بدم من با علی ام
این آب و گلم این یاعلی ام
تا فاطمی ام تا حیدری ام
من پشت سر مولا علی ام
این برگ عبور العفو...
تا شور حسین دارم بسرم
جانانه دفاع دارم ز حرم
خون شهدا در خون و خون رگم
من آبروی رهبر نبرم
با درک حضور العفو...
تا معجر پاره میکشدم
تا چادر خاکی میکشدم
از کوچه تنگ تا کوفه خدا
هر جا که بخواهد میبردم
شد روضه مرور العفو...
منکه به حرم آتش نزدم
من سد ره زهرا نشدم
منکه نزدم بر نیزه سری
من نوکر زینب تا ابدم
با نوحه و شور العفو...
آندم که جدا شد سر ز قفا
بر آل علی شد جور و جفا
زیر سم اسب شد جسم حسین
در سلسله شد ناموس خدا
تا روز ظهور العفو...