یا مولا ادرکنی

علم بدوش چو از کعبه یاری می آید

کفن بپوش که با ذوالفقار می آید

 

ز لابلای نوای دعای اهل سحر

صدای آمدن تک سوار می آید

 

نگاه از افق جمعه بر نمی داریم

که او درست بوقت قرار می آید

 

سحر نشینیِ دل را به صبح باید برد

که انتهای شب انتظار می آید

 

به رغم دشمنیِ آل های بی مقدار

امیر قافله با اقتدار می آید

 

هزار تیر سه شعبه به یک کمان دارد

دعا کنید برای شکار می آید

 

به روضه خوان علمدار قد خمیده بگو

بگو که مرهم آن انکسار می آید

 

به پاس حرمت یاس کبود پیغمبر

امام منتقمان با وقار می آید

 

به کربلای دل پاک خویش بنویسید

طلوع فجر پس از شام تار می آید